تبليغاتX
... و امّا تو

بو گون، دورت آی بیش گون دیر کی سن دن اوزاغام. آمّا دییه‌سن یامان گونلریم گیتدی. دییه‌سن سونا گلیپ، سن سیز غریب شهر ده، یادیما اُوت ووران گونلریم. قیش قورتولور و من، اورگیم حسرت دولوسی، سنه ساری آتدیم آتیرام. هر آتدیم کی سنه یاخینلاشیرام، جانیم اسمه‌یه باشلاییر.

چوخ شیرین دیر کی، بیر یرده نفس آلام کی سن نفس آلیسان. بیر یرده دولانام کی سن دولانیسان. اُورانین منه بیر آیری دادی وار. نیه کی، سن وارسان. نیه کی، بیری وار کی اُونون گوزل گولومسنمه‌سین اوزومه درمان ایتمیشم. قورخورام سن لن اوز اوزه گلیرسم، دایانانمییپ اوزومه دلی دیدیردم. آمّا اولسون. منی چاغیراندا، سنین دلین دیسنلر. دلی ده اُولسام، سنین دلین اُولوم. جانیم، بیر گون گونون یاییلماسینا شبهه ایتسن ده، منیم سنی سومه‌ییمه اصلا شک ایله‌مه.

بویوک تانریم، منی سامان‌یولومونان تانیشدیردیقین ایچین، سنه شکر ایدیرم. اُونی سنه تاپیشیریرام. اُونی اوز گوزلمین ده ساخلا.

 

ترجمه‌ی فارسی :

امروز، چهار ماه و پنج روزه که از تو دور هستم. اما مثل این که روزای بدم رفت. مثل این که تموم شد، روزایی که بدون تو، تو این شهر غریب، آتیش به فکر و خیالم می‌زدم. زمستان داره تموم می‌شه و من، در حالی که قلبم پر از حسرته، به سمت تو قدم برمی‌دارم. هر قدمی که به تو نزدیک می‌شم، تنم به لرزه میوفته.

خیلی شیرینه که، جایی نفس بکشم که تو نفس می‌کشی. جایی بگردم که تو می‌گردی. اونجا برام یه مزه‌ی دیگه‌ای داره. چرا که، تو هستی. چرا که، یکی هست که لبخند زیباش رو برای خودم درمان کردم. می‌ترسم وقتی با تو رو در رو می‌شم، نتونم طاقت بیارم و باعث بشم که بهم بگن دیوانه. اما باشه. بذار وقتی دارن منو صدا می‌کنن، بهم بگن دیوانه‌ی تو. اگه دیوانه هم باشم، بهتره که مال تو باشم. عزیزم، اگه یه روز به طلوع کردن آفتاب هم شک کردی، هیچ وقت به این که من دوست دارم، شک نکن.

خدای بزرگ، به خاطر این که منو با کهکشانم آشنا کردی، شکرت می‌کنم. اون رو به تو می‌سپرمش. اون رو در پناه خودت نگهش دار.

 

+ مصطفی | شنبه دوازدهم اسفند 1385 - ساعت 4:45 | موضوع : متن ترکی |